حسنیه جان عزیزم
نمیدانم این چند خط را چه وقت میخوانی، اما دوست دارم درست همان لحظه یادت بیاید که در گوشهای از این دنیا، کسی هست که از ته دل برای آرامش و لبخندت آرزو میکند.
بودنت، حتی از دور، به بعضی روزهای معمولی رنگ دیگری میدهد. فکرِ تو شبیه نوری آرام است؛ نه پرهیاهو، اما آنقدر روشن که تاریکیِ شب را مهربانتر کند.
کاش میشد تمام خستگیهایت را از شانههایت بردارم و به جایش آرامش یک شبِ پرستاره بگذارم؛ شبی که در آن دلت سبک باشد و هیچ فکری جز لبخند، همراهت نماند.
برای تو، فردایی روشن، دلی آرام و لبخندی ماندگار میخواهم. شبات پر از ستاره، حسنیه جان. ♡